شیطنت بچگیت
از 11 ماهگی که قشنگ راه می رفتی چشمت روز بد نبینه...... همه باید آماده باش می زدن که امیر علی کوچولو داره میاد آخه تو هم مثل بچگی دانیال ( نوه بزرگ خاندان)
خیلی اذیت می کردی .همه می گفتن بلد نیست راه بره آخه همش می دویدی از این اتاق به اون اتاق از این طرف به اون طرف و زمین و زمان رو به هم می ریختی.
اینقد که اذیت می کردی مامان جونت دیگه بهت نمی رسید تا میومد این خرابکاریت رو درست کنه جای دیگه داشتی خرابکاری می کردی من بهش پیشنهاد دادم یه کفش اسکیت بخره تا بتونه بهت برسه آخه بزنم به تخته مثل جت بودی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شیطنت بچگیت
